در سالهای اخیر، بسیاری از کسبوکارها انتخاب محل میزبانی زیرساخت را بیشتر براساس قیمت، منابع سختافزاری یا موقعیت جغرافیایی انجام میدادند. اما اتفاقات اخیر و اختلالهای گسترده در ارتباطات بینالملل باعث شد یک معیار مهمتر از همیشه مورد توجه قرار بگیرد؛ پایداری سرویس در شرایط بحران.
بعد از جنگ اخیر، بسیاری از مدیران فناوری اطلاعات با این سؤال روبهرو شدند که انتخاب دیتاسنتر داخلی یا خارجی کدام گزینه مطمئنتری است؟ آیا میزبانی داخل کشور امنیت بیشتری ایجاد میکند یا زیرساختهای خارجی همچنان انتخاب مناسبتری هستند؟ پاسخ این سؤال ساده نیست، زیرا هر دو گزینه مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارند.
در این مقاله بررسی میکنیم که در زمان اختلالهای اینترنت چه سرویسهایی پایدارتر باقی ماندند، مزایا و ریسک هر انتخاب چیست و چرا بسیاری از سازمانها امروز به سمت استفاده همزمان از زیرساخت داخلی و خارجی حرکت کردهاند.

چه سرویسهایی در زمان اختلال پایدار ماندند؟
تجربه اختلالهای اخیر نشان داد همه سرویسها به یک اندازه تحت تأثیر قرار نمیگیرند. تفاوت اصلی، به محل استقرار زیرساخت و نوع ارتباط شبکه بازمیگردد.
سرویسهایی که تمام کاربران آنها داخل کشور قرار داشتند و روی زیرساخت داخلی میزبانی میشدند، در بسیاری از موارد همچنان در دسترس باقی ماندند. سامانههای سازمانی، نرمافزارهای داخلی، پورتالهای شرکتی و سرویسهایی که وابستگی مستقیمی به اینترنت بینالملل نداشتند، کمترین میزان اختلال را تجربه کردند.
در مقابل، سرویسهایی که بخشی از زیرساخت یا پایگاه داده آنها در خارج از کشور قرار داشت یا برای احراز هویت، API، CDN یا سرویسهای ابری به ارتباط بینالمللی وابسته بودند، با مشکلات بیشتری روبهرو شدند. حتی اگر سرور اصلی داخل کشور قرار داشت، وابستگی به یک سرویس خارجی میتوانست عملکرد کل سامانه را مختل کند.
همین تجربه باعث شد بسیاری از شرکتها دوباره درباره انتخاب دیتاسنتر داخلی یا خارجی بازنگری کنند و تنها به هزینه یا مشخصات سختافزاری توجه نداشته باشند.
مزایای استفاده از دیتاسنتر داخلی
استفاده از زیرساخت داخلی در سالهای اخیر مزایای قابل توجهی پیدا کرده است؛ بهویژه برای کسبوکارهایی که بخش عمده کاربران آنها داخل کشور هستند.
اولین مزیت، کاهش وابستگی به اینترنت بینالملل است. زمانی که ارتباط خارجی دچار اختلال میشود، سرویسهایی که کاملاً در داخل کشور میزبانی میشوند، معمولاً همچنان قابل دسترس باقی میمانند.
مزیت دیگر، تأخیر کمتر در ارتباط با کاربران داخلی است. فاصله کمتر میان کاربر و سرور باعث میشود سرعت پاسخگویی بسیاری از سامانهها بهبود پیدا کند.
پشتیبانی فنی نیز یکی دیگر از نقاط قوت دیتاسنترهای داخلی محسوب میشود. ارتباط سادهتر با تیم فنی، انجام سریعتر هماهنگیها و دسترسی راحتتر به خدمات میتواند در زمان بروز مشکل اهمیت زیادی داشته باشد.
از سوی دیگر، برخی سازمانها به دلیل الزامات قانونی یا سیاستهای امنیت اطلاعات، ترجیح میدهند دادههای حساس خود را داخل کشور نگهداری کنند. در چنین شرایطی، استفاده از دیتاسنتر داخلی یک انتخاب منطقی خواهد بود.

محدودیتهای دیتاسنتر داخلی
در کنار مزایا، زیرساخت داخلی نیز محدودیتهایی دارد که نباید نادیده گرفته شوند.
مهمترین موضوع، دسترسی کاربران خارج از کشور است. اگر مخاطبان یک سرویس در کشورهای مختلف حضور داشته باشند، میزبانی صرفاً داخلی ممکن است باعث افزایش تأخیر یا کاهش کیفیت دسترسی آنها شود.
دسترسی به برخی خدمات ابری بینالمللی نیز میتواند چالشبرانگیز باشد. بسیاری از ابزارهای توسعه، سامانههای پردازش ابری یا سرویسهای توزیع محتوا بر بستر زیرساخت جهانی فعالیت میکنند و هماهنگی آنها با زیرساخت داخلی همیشه ساده نیست.
همچنین برخی پروژهها برای ارائه خدمات جهانی به اتصال پایدار با شبکههای بینالمللی نیاز دارند و در چنین شرایطی استفاده صرف از دیتاسنتر داخلی پاسخگوی همه نیازها نخواهد بود.
مزایای استفاده از دیتاسنتر خارجی
دیتاسنترهای خارجی همچنان برای بسیاری از پروژهها انتخاب مناسبی هستند.
یکی از مهمترین مزیتهای آنها، دسترسی گستردهتر به شبکه جهانی است. اگر کاربران یک سرویس در کشورهای مختلف حضور داشته باشند، میتوان با انتخاب موقعیت جغرافیایی مناسب، زمان پاسخگویی را کاهش داد.
دسترسی آسان به سرویسهای ابری، شبکههای توزیع محتوا، ابزارهای هوش مصنوعی، خدمات پردازش داده و بسیاری از فناوریهای نوین نیز یکی دیگر از دلایل استفاده از دیتاسنترهای خارجی است.
بسیاری از کسبوکارهای بینالمللی نیز به دلیل نیاز به ارتباط دائمی با مشتریان جهانی، ناچار هستند زیرساخت اصلی خود را خارج از کشور مستقر کنند.
ریسکهای استفاده از دیتاسنتر خارجی
در مقابل، مهمترین ریسک استفاده از دیتاسنتر خارجی وابستگی کامل به اینترنت بینالملل است.
در صورت بروز اختلال گسترده، دسترسی کاربران داخلی ممکن است با کاهش سرعت یا حتی قطعی کامل مواجه شود. این موضوع در اتفاقات اخیر برای بسیاری از کسبوکارها بهوضوح مشاهده شد.
از طرف دیگر، مدیریت برخی مشکلات فنی نیز ممکن است زمان بیشتری نیاز داشته باشد؛ زیرا هماهنگی با شرکتهای خارجی معمولاً پیچیدهتر از ارتباط با ارائهدهندگان داخلی است.
هزینههای ارزی، تغییرات نرخ ارز و محدودیتهای بینالمللی نیز از دیگر عواملی هستند که در تصمیمگیری برای انتخاب دیتاسنتر داخلی یا خارجی باید مورد توجه قرار گیرند.
ترکیب داخلی و خارجی چه مزیتی دارد؟
امروزه بسیاری از شرکتهای بزرگ دیگر تنها به یک محل استقرار زیرساخت متکی نیستند.
معماری هیبریدی یا ترکیبی، رویکردی است که در آن بخشی از سرویسها در دیتاسنتر داخلی و بخشی دیگر در دیتاسنتر خارجی اجرا میشوند.
برای مثال، سامانههای مالی، اطلاعات کاربران، سیستمهای سازمانی و دادههای حساس میتوانند داخل کشور میزبانی شوند؛ در مقابل، سرویسهای عمومی، CDN، پردازشهای سنگین یا خدمات بینالمللی روی زیرساخت خارجی قرار بگیرند.
این مدل چند مزیت مهم ایجاد میکند.
نخست اینکه در زمان اختلال، همه سرویسها همزمان از دسترس خارج نمیشوند.
دوم اینکه کاربران داخلی و خارجی هرکدام از نزدیکترین زیرساخت خدمات دریافت میکنند.
سوم اینکه امکان توسعه زیرساخت با انعطاف بیشتری فراهم میشود و سازمان وابستگی کامل به یک مرکز داده نخواهد داشت.
به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معماری هیبریدی را راهکاری مناسب برای افزایش تابآوری زیرساخت میدانند.

هنگام انتخاب دیتاسنتر به چه نکاتی توجه کنیم؟
انتخاب دیتاسنتر داخلی یا خارجی تنها به محل قرارگیری سرور محدود نمیشود.
پیش از تصمیمگیری بهتر است این پرسشها را بررسی کنید:
- کاربران اصلی شما در چه کشوری قرار دارند؟
- در صورت اختلال اینترنت بینالملل، کدام بخش از سرویس باید بدون وقفه فعال بماند؟
- آیا پروژه به سرویسهای ابری خارجی وابسته است؟
- میزان حساسیت اطلاعات سازمان چقدر است؟
- برنامه بازیابی بحران (Disaster Recovery) چگونه طراحی شده است؟
- آیا نسخه پشتیبان در محل دیگری نگهداری میشود؟
- امکان انتقال سریع سرویس بین زیرساختهای مختلف وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها معمولاً مسیر انتخاب مناسب را مشخص میکند.
جمعبندی
اتفاقات اخیر نشان داد که انتخاب دیتاسنتر داخلی یا خارجی دیگر فقط یک تصمیم فنی نیست، بلکه بخشی از راهبرد تداوم کسبوکار محسوب میشود.
دیتاسنتر داخلی میتواند برای سرویسهای وابسته به کاربران داخل کشور، پایداری بیشتری در زمان اختلال ایجاد کند. در مقابل، دیتاسنتر خارجی همچنان برای پروژههای بینالمللی، دسترسی جهانی و استفاده از خدمات ابری مزیتهای مهمی دارد.
با این حال، تجربه بسیاری از سازمانها نشان میدهد بهترین راهکار، انتخاب یکی از این دو گزینه نیست؛ بلکه طراحی زیرساختی است که بتواند از مزایای هر دو استفاده کند. معماری ترکیبی، توزیع مناسب سرویسها و برنامهریزی برای شرایط بحرانی میتواند ریسک توقف خدمات را به حداقل برساند و زیرساختی مقاومتر برای آینده ایجاد کند.